استاد محمد علی طاهری 
جهان هستی یک ساختار بیشتر ندارد و همه ی اجزای آن از شعور و هوشمندی آفریده شده است . مطالب زیر نشان خواهد داد که :
ماده و انرژی ، در "میدان شعوری" شکل گرفته و بدون وجود چنین میدانی ، هیچ گونه انرژیی نمی تواند وجود داشته باشد. ( ماده خود انرژی متراکم است) ، لذا جهان هستی یک بُعد بیشتر ندارد و آن چه را که انسان به عنوان ابعاد می شناسد مانند فضای سه بُعدی و زمان یا بُعد چهارم ، همگی در این میدان شعوری است که معنا پیدا می کنند و در واقع شکل گرفته و ایجاد شده در این میدان می باشند .
اکنون این میدان شعور و هوشمندی را از نقطه نظر تئوری بررسی نموده و به همین جهت بحثی به نام "سکه ی وجودی" را مطرح می نماییم ، تا در خلال این بحث بتوانیم میدان شعور و هوشمندی حاکم بر جهان هستی را اثبات کنیم . وجود هر چیزی را در عالم هستی ، مانند سکه ای در نظر می گیریم که دو رو دارد : "واقعیت وجودی" و "حقیقت وجودی" .
واقعیت وجودی
واقعیت وجودی هر چیزی ، به ما نشان می دهد که آن چیز وجود دارد ، واقع شده ، اتفاق افتاده و حادث شده است ؛ بدون این که علت ، چگونگی و نحوه ی وقوع آن ، اهمیتی داشته باشد . این بخش از وجود ، یا قابل مشاهده است یا اثر خود را روی محیط می گذارد و یا قابل ثبت ، ضبط و اندازه گیری بوده و یا چند مشخصه از مشخصات فوق را دارد . برای مثال ، وجود یک تکه سنگ واقعیت دارد و آن سنگ حادث شده و به وجود آمده است ؛ چه نحوه ی به وجود آمدن آن را بدانیم و چه ندانیم . بعضی چیزها را هم ممکن است که نبینیم و حسی روی آن نداشته باشیم ولی واقعیت داشته باشند ، مثلا ، اشعه ی مادون قرمز واقعیت دارد ، هر چند که نمی توانیم آن را ببینیم و یا لمس کنیم ، اما قادر هستیم آن را با تجهیزاتی اندازه گیری نماییم ، حتی مورد بهره برداری عملی قرار دهیم .
حقیقت وجودی
حقیقت وجودی ، موضوع هایی را در مورد واقعیت وجودی مورد بحث و گفتگو قرار می دهد که عبارتند از :
- علت وجودی و نحوه ی وقوع
برای مثال ، یک تکه سنگ چگونه به وجود آمده است ؟ و یا جهان هستی چرا پیدایش یافته است ؟
- طرح وجودی و مسایل پشت پرده ی واقعیت وجودی
هر واقعیتی به دنبال طرح و نقشه ای می بایستی اتفاق افتاده باشد و با بررسی مسایل پشت پرده ی هر واقعیتی می توان ، با طرح و نقشه ی وجودی آن واقعیت برخورد کرده و آن را مورد مطالعه قرار داد . برای مثال انسان چرا و به چه منظوری به وجود آمده است ؟ و یا فلسفه خلقت جهان هستی چیست ؟
کیفیت وجودی هر پدیده
حقیقت وجودی ، چگونگی و کیفیت وجودی یک واقعیت را زیر ذره بین گذاشته و آن را مورد بررسی قرار می دهد و این که آیا اصولا چیزی وجود خارجی داشته و یا مجازی می باشد . برای نمونه در مورد تصویر یک شیی در آیینه ، حقیقت وجودی به ما می گوید که علیرغم این که تصویر آن شیی واقعیت وجودی داشته و در آیینه واقع شده است ولی حقیقت ندارد زیرا مجازی می باشد .
حال جهت بررسی واقعیت و حقیقت وجودی جهان هستی مطالب زیر را مورد بررسی قرار می دهیم :
جهان از دیدگاهی دیگر
فرض کنید صفحه ای داریم که می تواند حول محور وسط آن بچرخد . اگر سؤال کنیم که این تیغه در حالت ثابت ، واقعیت وجودی دارد یا خیر ؟
جواب این سؤال مثبت است ، زیرا این صفحه حادث شده و واقعیت دارد . حال اگر این صفحه را حول محور آن به سرعت به چرخش در آوریم ، آنچه را که مشاهده می کنیم ، استوانه ای است که قطر قاعده ی آن قطر تیغه و ارتفاع آن ، ضخامت صفحه خواهد بود .
اکنون اگر سؤال شود که آیا این استوانه واقعیت دارد ؟ جواب ما به این پرسش مثبت خواهد بود زیرا این استوانه حادث شده و به وجود آمده است ، بنابراین واقعیت دارد و اگر سؤال شود که آیا این استوانه ، حقیقت نیز دارد؟
جواب به آن منفی است ، زیرا چنین استوانه ای وجود خارجی نداشته و هر زمان که تیغه را از حرکت باز داریم استوانه ناپدید می شود . بنابراین استوانه یک حجم مجازی و ناشی از حرکت صفحه است ، لذا درست است که این استوانه واقعیت دارد ، ولی فاقد حقیقت وجودی است .
به دنبال این مشاهده و بررسی ، به طرح سؤالات دیگری می پردازیم : آیا جهان هستی واقعیت وجودی دارد ؟
جواب به این پرسش قطعاً مثبت است ، زیرا ما وجود داریم و می توانیم جهان هستی را مشاهده کنیم .
آیا جهان هستی حقیقت وجودی نیز دارد؟
برای پاسخ به این پرسش ، به بررسی اجمالی از ساختار جهان هستی در حدی که تاکنون قابل مشاهده و بررسی بوده است ، می پردازیم . می دانیم که جهان هستی از ماده و انرژی شکل گرفته است . در ابتدا بخش ماده را که شامل اجرام سماوی است زیر نظر گرفته و ساختمان آنها را مورد مطالعه قرار می دهیم . این اجرام از مولکولها و مولکولها نیز از اتمها تشکیل شده اند و اتمها نیز به نوبه ی خود ، از ذرات بنیادی و ضد ذرات آنها شکل گرفته اند و این سیر تا منهای بینهایت در دل اتم ادامه دارد به طوری که ابتدایی برای آن نمی توان یافت ، همان گونه که انتهایی نیز ندارد ، به قول "شاه نعمت الله ولی" :
در محیطی بی کران افتاده ایم
نیست ما را ابتدا و انتها
اکنون به مطالعه ی یک اتم به عنوان آجری از ساختمان خلقت می پردازیم و برای بررسی دقیقتر ، آن را به اندازه ی یک زمین فوتبال در نظر می گیریم ؛ در این صورت این اتم ، هسته ای به اندازه ی یک توپ فوتبال خواهد داشت . اگر از فاصله ی دورتر به آن نگاه کنیم ، کره ی عظیمی را مشاهده می کنیم که یک زمین فوتبال در دل آن جای می گیرد . اینک به طرح سؤالی می پردازیم :
حجم و شکل این کره ی عظیم ، از کجا ناشی شده است ؟
در جواب باید بگوییم که این حجم بر اثر حرکت الکترونها ایجاد شده است که به آن "ابر الکترونی" گفته می شود .
آیا وجود این کره ی عظیم واقعیت وجودی دارد ؟
جواب قطعاً مثبت است ، زیرا این کره حادث شده و واقعیت دارد ، ولی آیا حقیقت وجودی نیز دارد ؟
اگر در یک لحظه حرکت الکترونها متوقف شود ، این حجم که ناشی از حرکت الکترونها است ، ناپدید گشته و از مقابل چشمان ما محو می شود و تنها هسته ی آن که به اندازه ی یک توپ فوتبال است ، باقی می ماند . پس نتیجه می گیریم که این حجم ، وجود خارجی نداشته و ناشی از حرکت بوده و در نتیجه مجازی است . حال با همین شیوه هسته ی اتم را بررسی می کنیم . می دانیم که هسته ی اتم از پروتون و نوترون تشکیل شده است ، پروتون به دور محور خود چرخش نموده و نوترون نیز با سرعت بسیار زیادی در جهت عکس حرکت پروتون ، هم به دور خود چرخیده و هم به دور پروتون چرخش می نماید . چرخش نوترون به دور پروتون ، دیسکی را پدید آورده و حجم مجازی ای را ایجاد می کند .
حال در صورتی که حرکت پروتون و نوترون متوقف شود ، این حجم نیز ناپدید می شود و از آن فقط ذرات بنیادی به جا خواهد ماند که حجمی به مراتب کمتر از حجم قبلی دارد و اگر به همین منوال به داخل ذرات هسته نفوذ کرده و حرکات آنها را در سطوح مختلف متوقف نماییم ، ملاحظه می کنیم که حجم های حادث شده توسط آنها ، یکی پس از دیگری محو می شود و اثری از آنها باقی نمی ماند . با این حساب ، به این موضوع پی می بریم که مجموعه ای از بی نهایت حرکات بنیادی ، هسته ی اتم را شکل داده است و پس از آن ، از اتمها مولکولها و از مولکولها نیز بخش مادی شکل گرفته است . لذا با این توصیف می توان گفت : جهان هستی از "حرکت" آفریده شده است .
ادامه دارد 