آنچه در جهان هستي مشاهده مي شود براي انسان و در خدمت انسان طراحي و خلق شده است اين جهان هستي بدون انسان هيچ مفهومي ندارد اينجا يك سوال پيش مي آيد اين جهان هستي كه با اين دقت طراحي و خلق شده به چه منظور مي باشد آيا بشر متوجه اهميت اين موضوع مي باشد يا خير آيا طراحي شده كه بيائيم و اين زندگي مادي را به پايان برسانيم و برويم آيا خلق شديم كه كار كنيم، بخوريم، تفريح كنيم و... برويم. اگر اينطور باشدچه نتيجه اي از اين خلقت گرفته خواهد شد؟ آيا خداوند از خلقت ما نقشه عظيمي ندارد؟ بايد بشر به اين سوالات پاسخ دهد هدف از خلقت انسان را كشف كند و براي آن بايد از همه امكانات استفاده نمايد. بد نيست نظري به خلقت انسان از زبان قرآن بياندازيم.

سوره الاعراف از آيه 11 الي 22:
شما را بيافريديم و صورت بخشيديم آنگاه به فرشتگان گفتيم آدم را سجده كنيد.
همه جز ابليس سجده كردند و ابليس در شمار سجده كنندگان نبود.
خدا گفت: وقتي ترا به سجده فرمان دادم چه چيز تو را از آن بازداشت؟
گفت: من از او بهترم من را از آتش آفريدي و او را از گل
گفت: از اين مقام فروشو. تو را چه رسد كه در آن گرد نكشي كني؟ بيرون رو كه تو از خوار شدگاني.
گفت: مرا تا روز قيامت كه زنده مي شوند مهلت ده.
گفت: تو از مهلت يافتگاني.
گفت: حال كه مرا نوميد ساختي من هم ايشان را از راه راست تو منحرف مي كنم. آنگاه از پيش و از پس و از چپ و از راست به آنها مي تازم و بيشتر ينشان را شكر گزار نخواهي يافت.
گفت: از اين جا بيرون شو، منفور مطرود. از كساني كه پيروي تو گزينند و از همه شما جهنم را خواهم انباشت.
اي آدم تو و همسرت در بهشت مكان گيريد. از هرجا كه خواهيد بخوريد ولي به اين درخت نزديك مشويد كه در شمار بر خويش ستم كنندگان خواهيد شد.
پس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا شرمگاهشان را كه از آنها پوشيده بود در نظرشان آشكار كند. و گفت: پروردگارتان شما را از اين درخت منع كرد تا مباد از فرشتگان يا جاويدانان شويد.
و برايشان سوگند خورد كه نيكخواه شمايم.
و آن دو را بفريفت و به پستي افكند. چون از آن درخت خوردند شرمگاههايشان آشكار شد و به پوشيدن خويش از برگهاي بهشت پرداختند. پروردگارشان ندا داد: آيا شما را از آن درخت منع نكرده بودم و نگفته بودم كه شيطان به آشكارا دشمن شماست؟
باز يكي از نتايجي كه از آيات فوق مي گيريم موضوع خلقت انسان و تفاوت آن با ديگر مخلوقات است كه داراي اختيار مي باشد و بايد اين تجربه را كسب كند كه از اختيار خود چگونه استفاده نمايد و اگر درست استفاده نكند قطعا سقوط خواهد كرد و بر عكس با درست انتخاب كردن و بدست آوردن تجربه جبران اشتباه گذشته شده و بايد آنقدر درست انتخاب بكنيم تا بسمت كمال رفته تا جايي كه به كمال مطلق كه همانا خداوند مي باشد برسيم.
و اما درست انتخاب كردن و رفتن به سوي كمال به اين سادگي نيست چون بر سر راه ما دشمن كمين كرده و بعناوين مختلف و اشكال گوناگون ما را فريب مي دهد بسيار بايد هوشيار بود تا در زمان كوتاه عمر بتوانيم تا آنجا كه ممكن است فريب نخورده و مجددا سقوط نكنيم.
الاعراف آيه 16:
ابليس گفت از آنرو كه مرا گمراه كردي من نيز بر سر راه راست او تو كه توحيد و ايمان است مي نشينيم و راه برايشان مي بندم.
بله بر سر راه ما كمين كرده و منتظر غفلت ما مي باشند تا با حمله خود موجب سقوط مجدد ما شوند.
در حقيقت اين جريان وجود ابليس و اختيار انسان براي اين است كه انسان كامل خلق شود انساني كه داراي نفس مطمئنه باشد انساني كه بايد خليقه الله گردد و اين يكي از مراحل خلقت انسان مي باشد آنچه مسلم است ما با روشهايي كه براساس فكر و استدلال و يا به عبارتي از طريق عقل به تنهايي قادر به رسيدن به كمال نخواهيم بود چون فرصت عمر ما كفايت نخواهد كرد ما بايد به وسيله اي دست يابيم كه با يك جهش راه صد ساله را يكشبه طي نموده تا به مقصود برسيم اين روش چيست؟ چه چيز به ما كمك خواهد كرد تا زودتر به حقيقت دست يابيم از پله عقل به عنوان وسيله استفاده كنيم ولي بدانيم بدون عشق و تنها با عقل به جايي نخواهيم رسيد.
بدور انداز هر چه خوانده بودي چرا كه عشق را ناديده بودي
به بال عشق و عقل هر دو نياز است چو يك بالت نباشد چون پريدي
بله چگونه مي شود بدون عشق و كمك و ياري معشوق اين راه پر مخاطره را طي كرد و از زمان كوتاه عمر نهايت استفاده را نمود بله
خواهي كه درون حرم عشق خرامي در ميكده بنشين كه ره كعبه دراز است
اگر در حريم عشق خراييديم و آن به سراغمان آمد بايد عزيزش داريم و به خاطرش خانه دل را خالي نگه داريم خالي خالي چون عشق شريك نمي خواهد و اگر تو خالي نكني او خود خالي نمايد.
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا كرد مرا تهي و پر ساخت ز دوست
اجزاي وجود من همه دوست گرفت ناميست زمن بر من و باقي همه اوست